X
تبلیغات
رایتل

پژوهش من

دموکراسی، مدرنیته و تحلیل اجتماعی
یکشنبه 20 آذر 1390

زبان بدن

ارتباطات به روش های مختلفی در جامعه انجام می شوند و معنا می یابند اما هنگامی که به ارتباطات و نشانه های ارتباطی می اندیشیم ٬ بیش و پیش از هر چیز  نظر ما به زبان گفتاری و نوشتاری که پیشرفته ترین و کارامدترین آن ها است جلب می شود

چنان که علیرضا جلالی فراهانی (در کتاب زبان خاموش ٬ چاپ۱۳۸۹ ٬ انتشارات ابوعطا) آورده است٬   در میان روش های ارتباطی مورد استفاده در ارتباطات اجتماعی ۷ درصد سهم زبان گفتاری و ۳۸ درصد سهم عوامل پیرازبانی مانند لحن و بلندی و استرس صدا در گفتار و امثال این ها است. بنابراین ۵۵ درصد باقی مانده به همجواری افراد و چیزها٬ لامسه٬ استفاده از زمان٬ کاربرد چیزها٬ پوشش و وضع ظاهری و سایر روش ها همچون زبان بدن می رسد. وی این آخری را مورد پژوهش قرار داده است و نتیجه ی آن کتابی کوچک شده است که می تواند آغازی باشد بر مدون کردن موضوعی مغفول اما توجه برانگیز  .

او در این کتاب کوشیده است بر اساس اعضای بدن٬ زبان بدن را تجزیه یا جمله شناسی کند و در هشت مطالعه ی موردی نمونه٬ ترکیب این جمله ها یا گفتار استخراج شده را بخواند. او با بررسی سازگاری ها و ناسازگاری های رفتارهای مختلف با هم و یا با گفتار افراد، ضمن در نظر گرفتن این نکته که هر جا گفتار و رفتار تناقض داشتند، رفتار به دلیل ناخودآگاه بودن نشانه ی بهتری برای تحلیل است، خوشه های رفتاری را تحلیل می کند. بنابراین خواندن کتاب او سودمند است. من در اینجا لیستی از وارون کار وی را می آورم. یعنی بر اساس همان کتاب٬ این بار حرکات را طبق پیامی که می رسانند مرتب کرده ام.

 

 

ناراحتی یا نارضایتی از موقعیت یا استرس

دست بردن به موها

اخم کردن

لبخند تلخ همراه با برافروختگی چهره

گرفتن پشت گردن با دست

خاراندن گردن یا دور کردن یقه از گردن

کنار گذاشتن عینک یا خودکاری که فرد در دهان گذاشته بود

گرفتن گوش(انتظار قطع سخن طرف مقابل؛ یعنی کمی هم گوش کن)

دست مقابل دهان(بعد از گرفتن گوش؛ یعنی من هم حرفی دارم)

صاف‌کردن متناوب مداوم صدا (زمانی که فرد مشکل گلو نداشته باشد)

قفل کردن انگشتان در هم (هر چه دست‌ها بالاتر، اضطراب کمتر)

دست دادن بدون انعطاف و مثل چوب (ضعف شخصیت)

دست به سینه ایستادن(حالت تدافعی ساده)

دست به سینه ایستادن با دستان مشت(حالت تدافعی و آماده‌ی هجوم)

دست به سینه ایستادن با گرفتن بازوها(موضع‌گیری سخت و نامنعطف)

بازی با ساعت مچی یا دودستی گرفتن کیف(عدم پذیرش و اضطراب)

دست در جیب و بازی کردن با کلید(بی‌قراری و استرس)

بازی با چیزی(مثلاًخودکار) یا ضربه‌زدن به میز(بی‌حوصلگی و بی‌قراری)

روی‌هم انداختن‌ پا و دست بر پاها (راحتی اما بی‌میلی به موضوع)

روی‌هم‌انداختن پا و دست‌به‌سینه‌ایستادن(ناآرامی و نبود اعتماد به‌نفس)

خم کردن انگشتان پا داخل کفش(درد یا لذت شدید)

حرکت آونگی پاها(بی‌قراری و بی‌تابی)

...

ابهام و سردرگمی

 خاراندن سر

کمی بالا بردن ابرو با حرکت سر به جلو

ریز کردن چشم و حرکت سر به جلو و اخم (کنجکاوی یا علاقه با ابهام)

مالیدن چشم

...

خشم

اخم کردن

چشم در چشم بیش از دوسوم گفت‌وگو(مردمک منقبض)

نگاه از گوشه‌ی چشم با حرکت ابروها و گوشه‌ی لب به پایین

گرفتن ساعد یک دست با دست دیگر در پشت (فرو بردن خشم)

گرفتن بازوی یک دست با دست دیگر در پشت (خشم زیاد)

قفل کردن پاها در هم(خشم و کنترل‌_ پیش‌درآمدِ سکوتِ طولانی)

...

بی‌تفاوتی

بالا انداختن شانه‌ها

بالا دادن چانه با ثابت بودن سر(معمولاً با بالاگرفتن کف دست)

...

اعتماد به نفس و اطمینان یا آرامش

نگاه مستقیم

قلعه ساختن با دست (هرچه دست ها بالاتر، اعتماد به نفس بیشتر)

عقب دادن شانه و صاف کردن ستون فقرات(بیان سخن مخالف و انتقاد)

گرفتن مچ یک دست با دست دیگر در پشت (برتری و اعتماد به نفس)

دست به کمر زدن(اعتماد به نفس و گاهی غرور و نخوت)

نشسته، پا روی پا و دست ها قفل پشت گردن(حس برتری و اطمینان)

نشسته، پاها دراز و دست ها قفل پشت گردن(آرامش و آمادگی ذهن)

...

دروغ یا اغراق یا پنهان کاری

زیاد پلک زدن: 25تا50بار در دقیقه( حدود 5 تا 15 بار عادی است)

چشمک(برای علامت دادن دروغ یا اغراق عمدی)

نگاه چشم در چشم فقط در یک سوم زمان گفت‌وگو

مالیدن زیر بینی به صورت متناوب یا ممتد

مشت کردن دست در جیب(پنهان کاری)

حرکت آونگی پاها همزمان با پاسخ به سؤال(طفره رفتن و عدم‌صداقت)

زاویه‌گرفتن فرد نسبت به پرسشگر

...

شگفتی و ناباوری

باز شدن چشم و بالا رفتن ابرو

کمی بالا بردن ابرو با حرکت سر به جلو

...

صمیمیت و توجه در گفت‌وگو یا موقعیت

لبخند

 دست دادن با دو دست

 مردمک باز چشم در زمان گفت‌وگو

نگه داشتن سر مایل به چپ یا راست همراه لبخند پنهان

نگاه از گوشه‌ی چشم و لبخند و حرکت ابروها به بالا

چشم در چشم بیش از دوسوم گفت‌وگو(با مردمک باز)

خوردن عینک یا خودکار(موضوع جالب است اما شرح بیشتر لازم است)

دست دادن و گرفتن بازو یا شانه با دست دیگر(در مورد آشنایان)

نگاه به مثلث بزرگ: رئوس چشم ها تا سینه(رابطه‌ی صمیمانه)

نگاه به مثلث متوسط: رئوس چشم‌ها تا دهان(رابطه‌ی اجتماعی معمولی)

نگاه به مثلث کوچک: رئوس چشم ها تا پیشانی(رابطه‌ی کاری)

دست دادنی که کف دست به چپ یا راست باشد(برابری و عدم تسلط)

...

یادآوری

نگاه از گوشه‌ی چشم و کج شدن سر به یک طرف (کوشش یادآوری)

نگاه خیره به بالا و راست (فکر کردن به صحنه‌ای یا رؤیایی)

نگاه مات و گنگ به پایین (تداعی حس یا کوشش برای تداعی حس)

...

چشمپوشی

مالیدن چشم(شتر دیدی، ندیدی؛ انگار که ندیده‌ام)

مالیدن گوش(نشانه‌ی نشنیده گرفتن موضوع)

...

پذیرش و رضایت

لبخند پذیرشی(لبخند با برق زدن چشم)

حرکت سر به پایین

مالیدن کف دست‌ها به یکدیگر

گرفتن چانه و ضربه انگشت به چانه و به سمت جلو متمایل شدن

باز کردن دست ها ، کف دست رو به بالا و پاها باز به عرض شانه

ایستادن دو نفر با زاویه‌ی 90درجه(پذیرش نفر دیگر در گفت‌وگو)

ایستادن افراد جمع طوری که پنجه‌ی پای آن‌ها به‌سمت نفر خاصی باشد

فاصله 15تا45سانتی‌متری فرد(حفظ حریم خصوصی: نزدیکان)

فاصله 45تا120سانتی‌متری فرد(حفظ حریم شخصی: دوستان)

فاصله 15تا45سانتی‌متری فرد(حفظ حریم اجتماعی: ارباب ‌رجوع)

فاصله 15تا45سانتی‌متری فرد(حفظ حریم عمومی: مخاطب در گروه)

...

تفکر و تصمیم‌گیری و داوری

گرفتن بالای بینی (بهتر است با قطع گفت و گو به این فرد فرصت داد)

گرفتن چانه با انگشتان(ضربه انگشتان به چانه: داوری پس از ارزیابی)

...

پاسخ منفی و موضع مخالف

بالا بردن سر

بالا دادن چانه و عقب بردن سر

نگه داشتن سر به سمت پایین

دور شدن از مخاطب، مثلاً تکیه دادن پشت میز نشین به صندلی

حرکت سر به چپ و راست(تأسف یا رد کردن)

ایستادن دو نفر مقابل هم: زاویه‌ی صفر درجه(عدم پذیرش نفر دیگر)

بالابردن هم شانه و هم ابروها (نمی دانم همراه نوعی گریز از پاسخ)

روی‌هم انداختن‌ پا و دست به سینه(رویکرد منفی، رقابت و مبارزه‌طلبی)

...

خواهش و کمک خواهی

 دراز کردن دست همراه نگه داشتن کف دست رو به بالا

دست دادنی که کف دست به سمت بالا قرار گیرد (موضع فرودستانه)

...

نشان دادن موضع بالادستانه و دستوری

اشاره به یک کار با دراز کردن دست و کف دست رو به پایین

دراز کردن دست همراه اشاره به انجام کار (تهدید یا هشدار)

قلعه ساختن با دست و نگاه از میان آن به مخاطب(غرور و نخوت)

گرفتن انگشت اشاره به سمت مخاطب (تهدید و مقصر قلمداد کردن)

دست دادنی که کف دست به سمت پایین قرار گیرد(موضع فرادستانه)

 

...

...

با وجود کمبود منابع فارسی در این زمینه، منابع انگلیسی بی‌شماری وجود دارند که می توان به آن ها رجوع نمود. نکته آن که زبان بدن در فرهنگ های مختلف تفاوت های زیادی دارد و بررسی این تفاوت ها به کار پژوهشی نیاز دارد و نمی توان با ترجمه به جبران این کمبود دست زد. به هر روی، برای دسترسی به کتاب های موجود می توان در پایگاه های اینترنتی کتاب، کلیدواژه هایی چون Body Language یا  visible thought را جست و جو نمود. 

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سه‌شنبه 29 آذر 1390 ساعت 09:24
+ صادق پیوسته
دوست تر می داشتم که این پست را نخست به دست نویسنده ی کتاب یاد شده، آقای فراهانی، برسانم تا در انتهای کتاب خود بیاورند اما ایمیل ایشان در کتاب نیامده است و سایت ایشان هم در دست ساخت است.
امتیاز: 0 0