پژوهش من

دموکراسی٬ مدرنیته و اندیشمندان اجتماعی

تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 20 آذر 1390

زبان بدن

ارتباطات به روش های مختلفی در جامعه انجام می شوند و معنا می یابند اما هنگامی که به ارتباطات و نشانه های ارتباطی می اندیشیم ٬ بیش و پیش از هر چیز  نظر ما به زبان گفتاری و نوشتاری که پیشرفته ترین و کارامدترین آن ها است جلب می شود

چنان که علیرضا جلالی فراهانی (در کتاب زبان خاموش ٬ چاپ۱۳۸۹ ٬ انتشارات ابوعطا) آورده است٬   در میان روش های ارتباطی مورد استفاده در ارتباطات اجتماعی ۷ درصد سهم زبان گفتاری و ۳۸ درصد سهم عوامل پیرازبانی مانند لحن و بلندی و استرس صدا در گفتار و امثال این ها است. بنابراین ۵۵ درصد باقی مانده به همجواری افراد و چیزها٬ لامسه٬ استفاده از زمان٬ کاربرد چیزها٬ پوشش و وضع ظاهری و سایر روش ها همچون زبان بدن می رسد. وی این آخری را مورد پژوهش قرار داده است و نتیجه ی آن کتابی کوچک شده است که می تواند آغازی باشد بر مدون کردن موضوعی مغفول اما توجه برانگیز  .

او در این کتاب کوشیده است بر اساس اعضای بدن٬ زبان بدن را تجزیه یا جمله شناسی کند و در هشت مطالعه ی موردی نمونه٬ ترکیب این جمله ها یا گفتار استخراج شده را بخواند. او با بررسی سازگاری ها و ناسازگاری های رفتارهای مختلف با هم و یا با گفتار افراد، ضمن در نظر گرفتن این نکته که هر جا گفتار و رفتار تناقض داشتند، رفتار به دلیل ناخودآگاه بودن نشانه ی بهتری برای تحلیل است، خوشه های رفتاری را تحلیل می کند. بنابراین خواندن کتاب او سودمند است. من در اینجا لیستی از وارون کار وی را می آورم. یعنی بر اساس همان کتاب٬ این بار حرکات را طبق پیامی که می رسانند مرتب کرده ام.

 

 

ناراحتی یا نارضایتی از موقعیت یا استرس

دست بردن به موها

اخم کردن

لبخند تلخ همراه با برافروختگی چهره

گرفتن پشت گردن با دست

خاراندن گردن یا دور کردن یقه از گردن

کنار گذاشتن عینک یا خودکاری که فرد در دهان گذاشته بود

گرفتن گوش(انتظار قطع سخن طرف مقابل؛ یعنی کمی هم گوش کن)

دست مقابل دهان(بعد از گرفتن گوش؛ یعنی من هم حرفی دارم)

صاف‌کردن متناوب مداوم صدا (زمانی که فرد مشکل گلو نداشته باشد)

قفل کردن انگشتان در هم (هر چه دست‌ها بالاتر، اضطراب کمتر)

دست دادن بدون انعطاف و مثل چوب (ضعف شخصیت)

دست به سینه ایستادن(حالت تدافعی ساده)

دست به سینه ایستادن با دستان مشت(حالت تدافعی و آماده‌ی هجوم)

دست به سینه ایستادن با گرفتن بازوها(موضع‌گیری سخت و نامنعطف)

بازی با ساعت مچی یا دودستی گرفتن کیف(عدم پذیرش و اضطراب)

دست در جیب و بازی کردن با کلید(بی‌قراری و استرس)

بازی با چیزی(مثلاًخودکار) یا ضربه‌زدن به میز(بی‌حوصلگی و بی‌قراری)

روی‌هم انداختن‌ پا و دست بر پاها (راحتی اما بی‌میلی به موضوع)

روی‌هم‌انداختن پا و دست‌به‌سینه‌ایستادن(ناآرامی و نبود اعتماد به‌نفس)

خم کردن انگشتان پا داخل کفش(درد یا لذت شدید)

حرکت آونگی پاها(بی‌قراری و بی‌تابی)

...

ابهام و سردرگمی

 خاراندن سر

کمی بالا بردن ابرو با حرکت سر به جلو

ریز کردن چشم و حرکت سر به جلو و اخم (کنجکاوی یا علاقه با ابهام)

مالیدن چشم

...

خشم

اخم کردن

چشم در چشم بیش از دوسوم گفت‌وگو(مردمک منقبض)

نگاه از گوشه‌ی چشم با حرکت ابروها و گوشه‌ی لب به پایین

گرفتن ساعد یک دست با دست دیگر در پشت (فرو بردن خشم)

گرفتن بازوی یک دست با دست دیگر در پشت (خشم زیاد)

قفل کردن پاها در هم(خشم و کنترل‌_ پیش‌درآمدِ سکوتِ طولانی)

...

بی‌تفاوتی

بالا انداختن شانه‌ها

بالا دادن چانه با ثابت بودن سر(معمولاً با بالاگرفتن کف دست)

...

اعتماد به نفس و اطمینان یا آرامش

نگاه مستقیم

قلعه ساختن با دست (هرچه دست ها بالاتر، اعتماد به نفس بیشتر)

عقب دادن شانه و صاف کردن ستون فقرات(بیان سخن مخالف و انتقاد)

گرفتن مچ یک دست با دست دیگر در پشت (برتری و اعتماد به نفس)

دست به کمر زدن(اعتماد به نفس و گاهی غرور و نخوت)

نشسته، پا روی پا و دست ها قفل پشت گردن(حس برتری و اطمینان)

نشسته، پاها دراز و دست ها قفل پشت گردن(آرامش و آمادگی ذهن)

...

دروغ یا اغراق یا پنهان کاری

زیاد پلک زدن: 25تا50بار در دقیقه( حدود 5 تا 15 بار عادی است)

چشمک(برای علامت دادن دروغ یا اغراق عمدی)

نگاه چشم در چشم فقط در یک سوم زمان گفت‌وگو

مالیدن زیر بینی به صورت متناوب یا ممتد

مشت کردن دست در جیب(پنهان کاری)

حرکت آونگی پاها همزمان با پاسخ به سؤال(طفره رفتن و عدم‌صداقت)

زاویه‌گرفتن فرد نسبت به پرسشگر

...

شگفتی و ناباوری

باز شدن چشم و بالا رفتن ابرو

کمی بالا بردن ابرو با حرکت سر به جلو

...

صمیمیت و توجه در گفت‌وگو یا موقعیت

لبخند

 دست دادن با دو دست

 مردمک باز چشم در زمان گفت‌وگو

نگه داشتن سر مایل به چپ یا راست همراه لبخند پنهان

نگاه از گوشه‌ی چشم و لبخند و حرکت ابروها به بالا

چشم در چشم بیش از دوسوم گفت‌وگو(با مردمک باز)

خوردن عینک یا خودکار(موضوع جالب است اما شرح بیشتر لازم است)

دست دادن و گرفتن بازو یا شانه با دست دیگر(در مورد آشنایان)

نگاه به مثلث بزرگ: رئوس چشم ها تا سینه(رابطه‌ی صمیمانه)

نگاه به مثلث متوسط: رئوس چشم‌ها تا دهان(رابطه‌ی اجتماعی معمولی)

نگاه به مثلث کوچک: رئوس چشم ها تا پیشانی(رابطه‌ی کاری)

دست دادنی که کف دست به چپ یا راست باشد(برابری و عدم تسلط)

...

یادآوری

نگاه از گوشه‌ی چشم و کج شدن سر به یک طرف (کوشش یادآوری)

نگاه خیره به بالا و راست (فکر کردن به صحنه‌ای یا رؤیایی)

نگاه مات و گنگ به پایین (تداعی حس یا کوشش برای تداعی حس)

...

چشمپوشی

مالیدن چشم(شتر دیدی، ندیدی؛ انگار که ندیده‌ام)

مالیدن گوش(نشانه‌ی نشنیده گرفتن موضوع)

...

پذیرش و رضایت

لبخند پذیرشی(لبخند با برق زدن چشم)

حرکت سر به پایین

مالیدن کف دست‌ها به یکدیگر

گرفتن چانه و ضربه انگشت به چانه و به سمت جلو متمایل شدن

باز کردن دست ها ، کف دست رو به بالا و پاها باز به عرض شانه

ایستادن دو نفر با زاویه‌ی 90درجه(پذیرش نفر دیگر در گفت‌وگو)

ایستادن افراد جمع طوری که پنجه‌ی پای آن‌ها به‌سمت نفر خاصی باشد

فاصله 15تا45سانتی‌متری فرد(حفظ حریم خصوصی: نزدیکان)

فاصله 45تا120سانتی‌متری فرد(حفظ حریم شخصی: دوستان)

فاصله 15تا45سانتی‌متری فرد(حفظ حریم اجتماعی: ارباب ‌رجوع)

فاصله 15تا45سانتی‌متری فرد(حفظ حریم عمومی: مخاطب در گروه)

...

تفکر و تصمیم‌گیری و داوری

گرفتن بالای بینی (بهتر است با قطع گفت و گو به این فرد فرصت داد)

گرفتن چانه با انگشتان(ضربه انگشتان به چانه: داوری پس از ارزیابی)

...

پاسخ منفی و موضع مخالف

بالا بردن سر

بالا دادن چانه و عقب بردن سر

نگه داشتن سر به سمت پایین

دور شدن از مخاطب، مثلاً تکیه دادن پشت میز نشین به صندلی

حرکت سر به چپ و راست(تأسف یا رد کردن)

ایستادن دو نفر مقابل هم: زاویه‌ی صفر درجه(عدم پذیرش نفر دیگر)

بالابردن هم شانه و هم ابروها (نمی دانم همراه نوعی گریز از پاسخ)

روی‌هم انداختن‌ پا و دست به سینه(رویکرد منفی، رقابت و مبارزه‌طلبی)

...

خواهش و کمک خواهی

 دراز کردن دست همراه نگه داشتن کف دست رو به بالا

دست دادنی که کف دست به سمت بالا قرار گیرد (موضع فرودستانه)

...

نشان دادن موضع بالادستانه و دستوری

اشاره به یک کار با دراز کردن دست و کف دست رو به پایین

دراز کردن دست همراه اشاره به انجام کار (تهدید یا هشدار)

قلعه ساختن با دست و نگاه از میان آن به مخاطب(غرور و نخوت)

گرفتن انگشت اشاره به سمت مخاطب (تهدید و مقصر قلمداد کردن)

دست دادنی که کف دست به سمت پایین قرار گیرد(موضع فرادستانه)

 

...

...

با وجود کمبود منابع فارسی در این زمینه، منابع انگلیسی بی‌شماری وجود دارند که می توان به آن ها رجوع نمود. نکته آن که زبان بدن در فرهنگ های مختلف تفاوت های زیادی دارد و بررسی این تفاوت ها به کار پژوهشی نیاز دارد و نمی توان با ترجمه به جبران این کمبود دست زد. در زیر برخی از منابع انگلیسی آمده اند که  می توان از کتابخانه ی زیر آن ها را بارگیری نمود:

www.Library.nu

برای بارگیری این کتاب ها نخست باید در این کتابخانه‌ی رایگان عضو شد.

...


The Definitive Book of Body Language

http://library.nu/docs/9KH7R2ZN1P/The%20Definitive%20Book%20of%20Body%20Language

 

Body Language Magic

http://library.nu/docs/3F9T02VANW/Body%20Language%20Magic%3A%20How%20to%20Read%20and%20Make%20Body%20Movements%20for%20Maximum%20Success

 

Body Language: How to Read Others' Thoughts by Their Gestures

http://library.nu/docs/JT457NCVU0/Body%20Language%3A%20How%20to%20Read%20Others%26%23039%3B%20Thoughts%20by%20Their%20Gestures%20%28Overcoming%20Common%20Problems%29

 

Body Language: Representation in Action

http://library.nu/docs/136BP2R8FD/Body%20Language%3A%20Representation%20in%20Action%20%28Bradford%20Books%29

 

The Body Language Rules

http://library.nu/docs/Q8GIJT4VZU/The%20Body%20Language%20Rules%3A%20A%20Savvy%20Guide%20to%20Understanding%20Who%26%23039%3Bs%20Flirting%2C%20Who%26%23039%3Bs%20Faking%2C%20and%20Who%26%23039%3Bs%20Really%20Interested

 

Visible Thought: The New Psychology of Body Language

http://library.nu/docs/ENHILR98J6/Visible%20Thought%3A%20The%20New%20Psychology%20of%20Body%20Language

... 

 

یکشنبه 13 آذر 1390

شماره گذاری صفحه ها در MS World

خیلی وقت ها دوستان در مورد شماره گذاری صفحه ها در نرم افزار Microsoft world 2003 یا 2007 یا 2010  مشکل دارند و با این که کار ساده ای است به ویژه وقتی می خواهند از صفحه ی دلخواهی شماره ها آغاز شود یا چند نوع شماره گذاری یا نام گذاری مختلف برای صفحه ها ایجاد کنند به مشکل بر می خورند و معمولاً چند فایل ایجاد می کنند که آن هم مشکل های دیگری ایجاد می کند. با توجه به این که شماره گذاری در صفحه بندی و  تهیه ی فهرست برای مقاله ها و پایان نامه ها و گزارش ها و مانند این ها، خیلی به کار می آید، توضیحات را به صورت مختصر و تصویری تهیه کرده ام و در آدرس زیر بارگذاری نموده ام. امیدوارم برای کسانی که نیاز به این کار دارند راهگشا باشد. 

http://www.4shared.com/document/P91RtSf2/MS_Word_Page_number.html

جمعه 7 مرداد 1390

پایگاه های اینترنتی کتاب (Online Books) --- جست و جو و دانلود کتاب

A Library of Full text Books

http://library.nu/

 

Free pdf ebooks:
http://www.acrobatplanet.com


Analytic Bibliography of On-Line Neo-Latin Texts

http://www.philological.bham.ac.uk/bibliography/index.htm

Bartleby's Electronic Reference Shelf (Colombia Encyclopedia etc.)

http://www.bartleby.com/reference/

 

Bibliomania

http://www.bibliomania.com/

 

BiblioVault

http://www.bibliovault.org/

 

Caxton's Chaucer (Treasures in Full at the BL)

http://prodigi.bl.uk/treasures/caxton/search.asp

 

Center for Retrospective Digitization in Goettingen

http://gdz.sub.uni-goettingen.de/en/index.html

 

ClassicReader.com

http://www.classicreader.com/

 

dmoz: Digital Libraries

http://dmoz.org/Reference/Libraries/Digital/

 

Digital Book Index

http://www.digitalbookindex.org/about.htm

 

Digital Collections (University of Wisconsin)

http://uwdc.library.wisc.edu/index.shtml

 

Digital Text Collections (Virginia University)

http://lib.virginia.edu/digital/collections/text/

 

Directory of Digitized Collections

http://www.unesco.org/webworld/digicol/

 

EEBO Early English Books Online

http://catalogue.ulrls.lon.ac.uk/record=b2045049x

 

eBooks

http://www.ebookad.com/

 

Eighteenth Century E-Texts

http://andromeda.rutgers.edu/~jlynch/18th/etext.html

 

Electronic Text Collections in Western European Literature

http://www.lib.virginia.edu/wess/etexts.html

 

UC Press E-Books Collection, 1982-2004

http://www.escholarship.org/editions/

 

EServer.org

http://eserver.org/

 

European Digital Library

http://www.europeana.eu/

 

EU Bookshop Digital Library

http://www.bookshop.europa.eu/

The Free Library

http://thefreelibrary.com/

 

Google Books

http://www.google.co.uk/books?hl=en

 

Gutenberg Bible at Goettingen

http://www.gutenbergdigital.de/

 

Gutenberg Bible at the British Library

http://catalogue.ulrls.lon.ac.uk/record=b3024837x

 

Gutenberg Bible at the Ransom Center, University of Texas

http://www.hrc.utexas.edu/exhibitions/permanent/gutenberg/

 

HathiTrust

http://www.hathitrust.org/

 

Humanities Text Initiative

http://www.hti.umich.edu/

 

Internet Public Library

http://www.ipl.org/div/subject/browse/hum60.60.00/

 

Internet Text Archive

http://www.archive.org/details/texts

 

Library of Economics and Liberty

http://www.econlib.org/library/About.html

 

LION Literature Online

http://catalogue.ulrls.lon.ac.uk/record=b3047322x

 

Mbooks University of Michigan digitized collections

http://www.lib.umich.edu/mdp/

 

MyiLibrary

http://0-www.myilibrary.com.catalogue.ulrls.lon.ac.uk/Search/my_content.asp

 

National Academies Press

http://www.nap.edu/

 

New Zealand Digital Library

http://www.nzdl.org/

 

Online Books Page

http://digital.library.upenn.edu/books

 

Open Library

http://openlibrary.org/

  

Oxford Text Archive

http://ota.ahds.ac.uk/

 

Project Gutenberg Home Page

http://catalogue.ulrls.lon.ac.uk/record=b3024832x

 

Project Gutenberg of Australia

http://gutenberg.net.au/

 

Public Domain Archive and Reprints Service

http://www.publicdomainreprints.org/search.shtml

 

Réseau francophone des bibliothèques nationales francophones

http://www.rfbnn.org/html/Pages/mode_d_emploi.htm

 

Shakespeare in Quarto

http://catalogue.ulrls.lon.ac.uk/record=b3024665x

 

Super-Enlightenment digital archive

http://collections.stanford.edu/supere

 
یکشنبه 28 شهریور 1389

خاستگاه اجتماعی میشل فوکو



گاهی به تحلیل خاستگاه‌های اجتماعی یک متفکر توجه کافی نمی‌شود. این همان اتفاقی است که درباره‌ی پل میشل فوکو افتاد. او چنان در اندیشه‌ی فرانسوی خوش درخشید که گفتن از آثار او، جایی برای ریشه‌یابی تاریخ و جغرافیای شکل‌گیری اندیشه‌اش باقی نگذاشت. اگر جایی هم اثری از ریشه‌های نظریات او هست، به استادان و زمینه‌های فکری کارهای وی اشاره می‌شود. در اینجا کوشش خواهم نمود این نقصان را با جمع‌بندی ذهنی خود و تحلیل‌ اجتماعی شرایط پرورش وی برطرف سازم. گرچه دانش اندک، یارای بهینه‌کاوی چنین مقصودی شاید نباشد اما هر کاری را آغازی باید و آغاز کننده را کس انتظار کمال ندارد. هم از این روست که ارجاع به آثار دیگران را در این قسمت در نظر ندارم.

 به دنیا آمدن فوکو در خانواده ای پزشک برای او جدای شأن بالای اجتماعی، همزیستی با گفتار پزشکی را هم به همراه داشت. مواجهه با حمله ی آلمان و جنگ جهانی و نگاه به مسأله‌ی مرگ در نوجوانی او نقشی اساسی داشت و شاید توجه او به این پدیده در آینده‌ی آثار وی ناشی از همین باشد. علاقه به فلسفه و روان‌شناسی را نیز بی‌ارتباط با این امر نمی توان دید. البته این‌ علایق، بعداً، با درک محضر اساتید بزرگی چون هیپولیت و مرلوپونتی مجرای فکری عمیق‌تری یافتند.

اما می‌توان گفت، آنچه میشل فوکو را چنین منتقد ساخت احساس حاشیه‌ و اقلیت بودن او بود. با توجه به خانواده‌ و طبقه‌ی اجتماعی و اقتصادی وی شگفت‌آور است که در نوجوانی او چنین حسی ریشه بدواند اما اگر به ویژگی‌های فردی وی توجه کنیم و با عینک روان‌شناسی اجتماعی تأثیر متقابل کنش های حاصل از رفتارهای وی را بنگریم از آن شگفتی در خواهیم آمد. فوکوی جوان خود را اقلیت، حاشیه و بهتر بگوییم دگرباش یافت چرا که در وی، علایق همجنس‌گرایانه قدرتمند بود و همین بود که وی را در تمدن خانواده محور غربی منزوی ساخت. سال‌های زندگی وی سال‌های بدنامی بزرگ برای همجنس‌گرایان بود و این بدنامی در از دست دادن موقعیت‌هایی چون وزارت فرهنگ فرانسه برای فوکوی جوان نیز آشکار شد. گرچه تشت رسوایی از جوانی بر زمین افتاده بود و دوستی‌های سرد و ناپایدار وی به رغم هوش بسیار بالا و جذابیت سخنوری و اندیشه‌ورزانه‌ای که داشت نشان همین بود.    

 همان ویژگی ها که گفته شد فوکو را کم‌کم منتقدی جسور در همه‌چیز و برای همه‌کس کرد. احاطه‌ی شگرف وی بر آثار مختلف و دانش وی در ابعاد مختلف، جامع‌نگری خاصی به او می‌داد و همه‌چیز را برای روشنفکر بودن و دگراندیش ماندن وی فراهم می‌کرد و چنین نیز شد.

فوکو علاوه بر بینش انتقادی در سیاست داخلی و خارجی فرانسه، مسایل اجتماعی، فلسفه‌ی علم، بینش مدرن و پیشرفت‌گرا و حتی ساختارگرایی جاری در متفکران نامدار و پیشتاز، در مسایل بین‌المللی و نظام سلطه‌ی بین‌المللی و سیاست‌های کشورهای مختلف علیه اقلیت‌ها و منتقدان نیز نظرات دگراندیشانه داشت و برای ابراز انتقادها، به شرکت در تجمعات و راه‌پیمایی‌ها و متینگ‌ها و سفر به این سو  آن‌سوی دنیا اقدام می‌نمود.

 دوره‌ی زندگی وی، دوره‌ی انقلاب های آزادی بخش، دانشجویی، جهان سومی و فکری بود و ردپای او را در همه‌ی این‌ها می‌توان دید. به‌گونه‌ای که حمایت او از انقلاب نه‌غربی و نه‌شرقی ایران همه‌نوع هجوم به سوی او روان‌ساخت. او در بحث قدرت نیز نه تنها منتقد قدرت که منتقد اپوزسیون هم بود. او اساساً منتقد دوانگاری‌هایی که می‌دید بود. در جنگ کمونیزم و لیبرالیزم، مبارز خستگی‌ناپذیر هر دو و اساساً تمامیت‌خواهی این دو بود. او نه یکی از این دو را راه‌حل سیاست می‌دانست و نه این‌ها را دو نیمه‌ی راه‌حل می‌شمرد. او خط بطلان بر این دوانگاری می‌کشید. این‌ها را سازنده‌ی حقایقی سیاسی برای پوشاندن حقایقی افزون‌تر می‌نامید.

استیلای مارکسیزم و کمونیسم در فضای روشنفکری و قدرت چپ ها در سیاست فرانسوی وی و قدرت لیبرالیسم و سرمایه‌سالاری امریکایی در دنیا، بینش و در واقع وجود انتقادی فوکو به دنبال تبه‌کاری‌های این قدرت‌ها بود. چنین بود که مقاومت را مقابل این قدرت‌ها جست و گفت باید از مقاومت قدرت را شناخت چرا که قدرت در ساختن حقایق به هزار صورت حقایق دیگر و از جمله واقعیت خویش را پنهان می‌سازد. او باژگونه‌خوانی بود که هر آن به‌صورتی می‌نوشت و این معجون جز به یاری آن کودکی و جوانی و زندگی که داشت قابل درک نیست.   

فلسفه و اندیشه های بنیادشناسی در سپهر اندیشه را استادان او مطرح کرده‌بودند و او نیز در فضای روشنفکری که انتقاد مارکسیستی از سرمایه‌سالاری غربی و انتقاد فرویدی از بنیاد روان‌شناسی بازاری و انتقاد نیچه از تمدن مسیحی‌بنیان و دولت غربی، رایج بود به این‌ها توجه نشان داد اما چنان که انتظار می‌رفت، انتقادهایی به همین‌ها عنوان نمود. به این ترتیب، منتقد بودن، روی دیگر سکه‌ی مشهور بودن شد. همان چیز یکه بعدها باعث انتقاد ژک دریدا، فیلسوف پسامدرن و ژان بودریار جامعه‌شناس پسامدرن از وی شد.    

 او به همراه ژک لکان برابر روانشناسی و روانکاوی مرسوم ایستاد و بنیاد و انجمن نوینی برای روان‌کاوی فرانسه تأسیس شود. نباید فراموش کرد که وسوسه‌ی مرگ خودکشی های متعددی برای وی به ارمغان آورده بود و او مزه‌ی روان‌کاوی و تسلط پزشک روانکاو به عنوان معالج را چشیده بود. همان چیزی که در جایگاه بیمار بودن را مثل دگراندیش بودن برای او می‌نمود. ژک لکان روانکاو نیز همین بیمار بودن را سلطه‌ی روانکاوی می‌دانست و آن را کنار می نهاد.

 اهمیت روشنفکران در سیاست و اندیشه های انتقادی به تمدن غرب برای فوکوی سرشناس شرایط مساعدی پدید آورد که مناصب مختلفی را تجربه کند. مناصبی که برای وی تجارب فراملیتی به همراه داشت و با بزرگترینان دانش‌اجتماعی و فلسفه همنشین‌اش می‌ساخت. این را باید در کنار ثروت قابل توجهی دید که به وی ارث رسیده‌بود و او به صورتی مناسب، از آن برای استقلال از هرگونه مزایای مالی شغل و منصب سود برد و پیگیری مطالعات و علایق انتقادی خود را پی‌گرفت. فضای ضد فاشیستی و مهم شدن اقلیت ها در بحث های دموکراسی و اهمیت یافتن واقعیت عینی جهان سوم  به عنوان بخش مغفول در اندیشه ی آکادمیک غربی نیز بیش از پیش رواج اندیشه‌اش را رونق داد.



توضیح : نوشتار بالا٬ بخشی از یک گزارش تحقیق درباره ی میشل فوکو است که برای یک کار کلاسی نوشته بودم.

شنبه 5 تیر 1389

آلبالو خشک

 سال ۸۳ مطلبی برای یکی از روزنامه ها نوشتم. امروز که نگاه می کردم به نظرم رسید بعد از ۶ سال هنوز جای خواندن دارد. این بود که گذاشتمش اینجا.

 

ما انحصار امکانات در دست عده‌ای محدود را محکوم می کنیم . ما عدم رعایت قوانین را محکوم می کنیم . ما اصلاحات را هم به خاطر اینکه بازیچه ی امیال سیاسی آنان که موضوع اصلاحات بودند شده است محکوم می کنیم. ما تمام صورتهای تبعیض جنسیتی را محکوم می کنیم . ما ،محدودیت های اجتماعی به ویژه محدودیت روابط آزاد را محکوم می کنیم ...

ما چه قدر محکوم میکنیم! یاد فروشنده‌ی دوره‌گردی می‌افتم که می‌گفت: «تخمه‌ی خوب دارم، آلبالو... نخودچی کیشمیش، آلبالو... شکلات و آجیل، آلبالو...» گفتند آقا این آلبالو چرا هی تکرار می‌شود؟ گفت من آلبالو فروشم، بقیه‌اش برای بازارگرمی است.

 جالب است که ما خیلی از اعمال جمعی و صورت‌های فعلی خودمان را هم محکوم می‌کنیم . در نهایت می‌شود گفت: ما خودمان را هم محکوم می کنیم . چگونه است که این تناقضِ داشتن یک ماهیت و محکوم کردن همان ماهیت در دیگران را به راحتی توجیه می‌نماییم ؟

انسان با ابزار سازی و توسعه ی این ابزارها در ذهن و بینش خویش به وادی فرهنگ گام می نهد. اگر توسعه‌ی فرهنگ ها را بر پایه ی این توسعه ی ابزاری و تعدد انتخاب های جمعی بپذیریم ، آنگاه باید قبول کرد که فرهنگ امری‌است بسیار ضعیف و آسیب پذیر و نیازمند مراقبت. شاید به خاطر همین باشد که پدر بزرگ اندیشه های نوین امروز ، با سبیل پهن اش و بر پایه ی نگرش ویژه اش ، فرهنگ را مقوله ای زنانه می نامد .

به یاد بیاوریم که معمولاً یکجا نشینان از کوچ نشینان شکست خورده اند . آنان برای حفاظت از نخستین تمدن ها به ساختن ابزار های بیشتر ، دیوار ساختن ، خندق کندن ... روی آورند . نژاد های وحشی مثل مغول ها و بربر ها ، بارها تمدن ها را مورد حمله و آسیب قرار داده اند . فرهنگ ها و تمدن ها ( اگر ایراد نگیرند که تمدن و فرهنگ نباید در ردیف و جنس یکسان آورده شوند ) برای حفاظت از خویش و مرزبندی با گروه هایی که آنان را بی‌فرهنگ یا با فرهنگ‌های بدوی‌تر دانسته اند ، ابزار های عینی و ذهنی بسیار آفریده اند .

گفتگوی تمدن ها و فرهنگ ها که از شیک ترین شعار های جهانی امروز شده است موانع بسیار پیش رو دارد و از جمله مهمترین آنها برخورد با فرهنگ هایی است که به مرحله ی گفتگوی آزاد و دور شدن از فضای تهدید و ارعاب چه از لحاظ داخلی ، چه برون تمدنی نرسیده اند .

برای گفتگوی درون و برون تمدنی باید ابزار های تضمینی مورد قبول عام پدید آورد . چهارچوب‌های آفرینش این ابزارهای موثر ، قوانین اند . قوانین از عرف ها و توافق ها دفاع می کنند و استحکام روش های مسالمت آمیز را پی می ریزند . اکنون ، در فرهنگ ایرانی این ابزار ها بسیار ضعیف اند لذا ما محکوم می کنیم . راه های مقابله با وضع موجود را نمی‌شناسیم . تجربه های تغییر دموکراتیک و تجربه های جمعی اندک داریم . نظام آموزش و زندگی اجتماعی مبتنی بر لطف و مرحمت ، لطف و مرحمتی که در ورای آن انتظار های بسیار که بسیاری اوقات ، غیر عقلانی هم هستند خفته است ، شیوه ی معمول ارتباطی ماست .

حجم اطلاعاتی که در باره ی حقوق شهروندی و اجتماعی در ذهن یک جوان پدید می آید و سبک زندگی وی را برای دوره های آینده ی زندگی فراهم می کند شاخص های روانی و واکنش های او می شوند و تجلی آنها را می توان در کنش های اجتماعی یافت . وقتی این حجم به صفر میل می‌کند تکیه و تکیه‌گاه های خویشاوندی و رابطه سالاری پر رنگ می‌گردد. در چنین اوضاعی از گفتگو دم زدن تنها روکشی است بر بی نظمی های ذهنی و عینی افراد اجتماع .

گفته‌اند که فرهنگ ایرانی بر اساس قدرت ابزار ها و پیشینه ی طولانی اش مغولان و ترکان و بادیه نشینان و ... همه ی مهاجمان را از درون متحول ساخت . اما شاید در مقابل بتوان گفت: فرهنگ ایرانی، به جای درگیر شدن و پس راندن با آن شیوه های رفتاری که به هر دلیل چیره می‌شوند، حتی اگر جاهلانه باشند ، آنها را جذب می‌کند و ظاهری موجه به آنها می دهد و این شاید همان رنگ ایرانی‌بودن بود که بر بدنه ی بیمار فرهنگ گسیخته‌ی مردمان این سرزمین پاشیده شد و آنها را یکرنگ نمود .

جنبش های اجتماعی دوره‌ به دوره ، این عدم توازن ابزاری و پاره پاره بودن را با شستشوی رنگ زدایانه و رنگ آمیزشان نمایان تر می سازند . گرایش گسترده ی کتاب سازان و کتب خوانان ایرانی به ظواهر پست مدرنیته ، شاید شاهدی بر این پاره پاره بودن باشد .

بررسی این موارد ، ژرف کاوی و واکاوی ویژه ای می طلبد . ذکر سطر بالا به این معنا نیست که فرهنگ ما نابود شده است . بلکه لزوم بازنگری شیوه های تعاملی و تدافعی را و کوشش برای از کاستن ضعف فرهنگی را فریاد می‌زند. البته اگر عقب نشینی مردمان متمدن مقابل جماعت بدوی را ضعف بدانیم ، این ضعف را می‌شود  بدیهی انگاشت .

فرض کنیم در میان افرادی هستیم که می خواهند از یک چشمه آب بردارند . در برخوردی بدوی، این افراد به ترساندن و رماندن هم روی می آورند و زور بازو نخستین راه بهره گیری از چشمه می گردد . مدرن شدن افراد ، تجربه های جمعی آنها در امر رعایت حقوق یکدیگر است . آنها به این نکته می رسند که اگر به ترتیب نوبت ،یعنی به سهم‌خویش، از این منبع استفاده کنند هزینه ی کمتری صرف می کنند و نسبتا به فایده‌ی افزونتری می رسند . این مرحله ای است از تجدد و صورتبندی عرف مدرن . اما اگر عده‌ی معدودی پیدا شوند و با روش های بدوی باز به چشمه هجوم ببرند و هر روز در زمانی کوتاهتر به مقصود برسند و یا حتی انحصار استفاده از آن را در اختیار گیرند واکنش تعامل گران مدرن یعنی همان افراد خو کرده به روش نو چه خواهد بود ؟ به یاد آورید که آنان در میان این جمع و صاحب زمان و منابع محدود هستند . آیا در این شرایط به سهم‌ بندی و کنش دموکراتیک دل می بندند ؟ اگر می‌خواهیم منصفانه قضاوت کنیم به زندگی روزمره خویش بازگردیم . نمونه های زیادی خواهیم یافت .

تبعیض و تردید و اهمال در قوانین و نبودن ضمانت و شفافیت اجرای قوانین باعث می شود در عین حال که پشتوانه‌ی فرهنگی وجود داشته‌باشد، مردمان به  رفتارهای مایوسانه و جاهلانه در غلطند و آنگاه از فرهنگ غنی آنان چه باقی خواهد ماند؟ تفاخر و تغافل . ما آنها را که از شیوه های نامشروع به چشمه دست یافته اند محکوم می کنیم . اما حاصل این همه محکوم کردن چیزی در حد هیچ است .

پدر کش یا پسر کش بودن فرهنگ ها بحثی است در نقد ادبی . با بررسی گردنه های ادبیات و تاریخ ایران ، هر از گاه پدران پسران را کشته اند ؛ دست کم کور کرده اند . تحلیلگران نقد ادبی این موضوع را نماد سنت گرایی این فرهنگ دانسته اند . در مقابل فرهنگ هایی که همواره پسران پدران را از پای در آورده اند ، که آنها را فرهنگ های نو شونده نام نهاده اند . اگر به گذشته ملت ایران ( اگرچه « ملت » نامیدن ایرانیان شبهه‌انگیز باشد ) بازگردیم جوان نبودن نسبت جمعیتی قابل توجه است . حال این کمبود جوانان با پیر سالاری و سنت گرایی را اگر پیوند دهیم و تنازع بقای داروین را هم از یاد نبرده باشیم ، همسازی محافظه کاری و دین یاری و انجماد عرف های عتیق ، مثلث قدرت در اجتماع کهنه پرست و بت پرداز را آشکار تر می کند .

شاید بیاندیشیم با چنین اوصافی ، صلبیت این فرهنگ خلل ناپذیر است . به ویژه آنگاه که فیلسوفان نو عملگرا فریاد بر آورند که صلح دوستی و عدالت طلبی و آزادی خواهی و اساسا هیچ چیز فطری نیست و فطرت به این  معنا اسطوره ای کهن است . اگر پذیرفته باشیم که ما در تربیت و آموزش و تجارب بشری خیر و شر را بنا می نهیم و خمیر مایه ی خویش را در گیر و دار همین ارزش گذاری های جمعی و انتخاب های فردی می یابیم پس سنت پرستی همزاد و همراه ماست تا سینه ی خاک . پس ما همواره باید محکوم کنیم تا بلای جوانی از سابقه ی عمرمان در گذرد و به جمع یورش بران به چشمه در آییم .

اما آنچه مرا به نوشتن این سطور وا داشت اینها نیست بلکه تیتر یکی از جراید بود که اینچنین خبر می داد : « جوان ترین کشور دنیا » و آن دیگری که « امسال، نسبت سنی بی سابقه جوان در تاریخ ایران » . . .

واقعیت این است که در وضعیت ویژه ای هستیم . و شاید از آن گونه که هیچ سیاست‌مداری یا حکومتی یا غفلت جمعی نتواند پیامد های نوگرایانه ی آن را بپوشاند. پیامد هایی که از دوره‌ی اصلاحات آغاز گشت و برخی با تحلیل های جمعیتی و صرفاً سیاسی آنرا ساده انگاشتند غافل از آنکه موج های نو در راه اند. غافل از آنکه جوانان با مطالبات اجتماعی شان بر این سوی الاکلنگ نشسته اند و سیاست مداران سنت‌پرست را در آن سو به بالا می فرستند .

« پیگیری مطالبات اجتماعی حربه ای است برای فرا رفتن سیاست مداران » کهنه روشنفکران چنین گویند .

« نسل نو سطحی است ، فریب اش می توان داد » ، کهنه سیاستمداران چنین گویند .

« تحول ، بدون تغییر ساختار سیاسی ، فریبی بیش نیست »  ، کهنه مبارزان چنین گویند.

اما کفه ی جوانان هر روز سنگین تر خواهد شد و آزادی های اجتماعی به ناچار پاسخ مطالبات آنها خواهد بود . شاید زمان محکوم کردن به سر رسد و « آنگاه که جوانان بر زمین فرود آیند خیالپردازان را در آسمان رها سازند .

«چگونه بی وزن شدند سیاستمداران » پیرترین متعجبان چنین خواهند گفت .

 

 


 

 

   1      2      3      4      5      6    صفحه بعدی